|
تنهایی بی تو چه کنم ؟ | ||
|
سراب ردپای تو کجای جاده پیدا شد [ یکشنبه 8 مرداد1391 ] [ 4:14 بعد از ظهر ] [ پویا ]
[ جمعه 30 تیر1391 ] [ 11:9 بعد از ظهر ] [ پویا ]
چمدانت را بسته ای اما خوب میدانی این روزها هوای دلم باز نمی شود چقدر آرزوهایم رنگ پاییز گرفته اند خسته ام از بس قطار خیالت مرا می کشاند به جایی که هرگز قرارمان نبود امشب با ترس زیر پایت نشسته ام نکند فردا جاده زیر پایت را خالی کند... [ دوشنبه 26 تیر1391 ] [ 11:12 بعد از ظهر ] [ پویا ]
دیـــــــــــــــــــــر آمـدی ... [ دوشنبه 26 تیر1391 ] [ 11:10 بعد از ظهر ] [ پویا ]
آدم هــا بـراي هــم سنگ تمــام مـي گذارنــد، [ دوشنبه 26 تیر1391 ] [ 11:8 بعد از ظهر ] [ پویا ]
[ دوشنبه 26 تیر1391 ] [ 3:1 بعد از ظهر ] [ پویا ]
هر قدرم بد باشه باز ادامه بده پسرك گل فروش گلهاش توی دستش بود، نشسته بود لب جدول رفتم نشستم کنارش گفتم: برای چی نمیری گلات رو بفروشی؟ گفت: بفروشم که چی؟ تا دیروز میفروختم که با پولش آبجیمو ببرم دکتر دیشب حالش بد شد و مُرد... با گریه گفت: تو میخواستی گل بخری؟ گفتم: بخرم که چی؟ تا دیروز میخریدم برای عشقم امروز فهمیدم باید فراموشش کنم...! اشکاشو که پاک کرد یه گل بهم داد با مردونگی گفت: بگیر، باید از نو شروع کرد تو بدون عشقت... من بدون خواهرم... [ دوشنبه 19 تیر1391 ] [ 9:6 بعد از ظهر ] [ پویا ]
رفتنـــت .. [ جمعه 9 تیر1391 ] [ 6:28 بعد از ظهر ] [ پویا ]
میگفتند: [ جمعه 9 تیر1391 ] [ 6:28 بعد از ظهر ] [ پویا ]
زیباترین قسم [ جمعه 9 تیر1391 ] [ 6:27 بعد از ظهر ] [ پویا ]
سهم "من" از "تو" [ جمعه 9 تیر1391 ] [ 6:26 بعد از ظهر ] [ پویا ]
پیچک میشوم وحشی!!! [ چهارشنبه 31 خرداد1391 ] [ 9:58 بعد از ظهر ] [ پویا ]
باور کن زندگی ادم [ دوشنبه 22 خرداد1391 ] [ 4:36 بعد از ظهر ] [ پویا ]
من هر روز و هر لحظه نگرانت میشوم که چه میکنی؟ [ دوشنبه 22 خرداد1391 ] [ 4:35 بعد از ظهر ] [ پویا ]
مرگ از همان روز به من لبخند زد که چنان غرورم را برایش زیر پا له کردم که صدایم حتی پشت تلفن جنسیتم را مبهم می کرد... [ چهارشنبه 17 خرداد1391 ] [ 3:5 بعد از ظهر ] [ پویا ]
می روی و تمام لبخندهایم را با خود می بری بی انکه بدانی [ چهارشنبه 17 خرداد1391 ] [ 3:3 بعد از ظهر ] [ پویا ]
بی "تو" کنار این خاطره ها نشستن دل میخواهد... [ چهارشنبه 17 خرداد1391 ] [ 3:2 بعد از ظهر ] [ پویا ]
خداحافظ... آخرین کلامی که از تو شنیدم و باز قصهی تلخ جاده و آن راه بلند... که تو را از خلوت من می ربود آسمان می گریست شیشه ها می گریستند و من مبهوت رفتنت در پس شیشه های مه آلود بغض دردناکم را بلعیدم دیوانه وار خندیدم و تو را بدرقه کردم... [ سه شنبه 16 خرداد1391 ] [ 4:20 قبل از ظهر ] [ پویا ]
تو ادم [ یکشنبه 14 خرداد1391 ] [ 5:13 بعد از ظهر ] [ پویا ]
چه ساده
افتاد و شکست ناز نگاهم! و چه غریبانه خریدی بغض سکوتم را ... !!
[ شنبه 13 خرداد1391 ] [ 0:0 قبل از ظهر ] [ پویا ]
چگونه فراموشت کنم تورا؟که ازخرابه های بی کسی به قصرسپید هدایتم کردی
عاشقی بی قرار ویاری باوفا برای خویش ساختی،اهوبره ای شدی که دوستی گرگ را پذیرفتی! چگونه فراموشت کنم تورا؟که سالها درخیالم سایه ات رامی دیدم وطپش قلبت را حس میکردم ودرجستوجوی یافتنت به درگاه پروردگار دعامیکردم،که خدایا پس کی او را خواهم یافت. چگونه فراموشت کنم تورا؟که همزمان باتولدت درقلبم همه رافراموش کردم،وبرایم تمامی اسم ها بیگانه شدن وهمه خاطرات مردن دستم را به تومیدهم قلبم رانیزبه تومیدهم فکرم رانیزبه تو میدهم بازوانم رابه تومیبخشم ونگاهم ازان توست وشانه هایم که نپرس،دیگه بامن غریبه اند وتمامی لحظات تورا میخواهند وبرای عطرنفسهایت دلتنگی میکنند. [ جمعه 12 خرداد1391 ] [ 9:57 بعد از ظهر ] [ پویا ]
دلم تنهاست.. خیالم با خیالت خسته از رویاست شبی با تو"دلم آغوش می خواهد [ جمعه 12 خرداد1391 ] [ 9:51 بعد از ظهر ] [ پویا ]
[ جمعه 12 خرداد1391 ] [ 9:49 بعد از ظهر ] [ پویا ]
خدا اجازه؟؟؟ می تونم ورقم رو بدم؟؟؟ میدونم هنوز وقت دارم... ولی... دیگه خسته شدم.... [ جمعه 12 خرداد1391 ] [ 9:45 بعد از ظهر ] [ پویا ]
منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم منو بخشیدی و من چشمامو بخشیدم تو به پای من و نشستی و من جدا از تو نشستم که نیاوردی به روم هرجا که دلت رو می شکستم منو ببخش منو ببخش................................
[ جمعه 12 خرداد1391 ] [ 9:40 بعد از ظهر ] [ پویا ]
کی گفته زمان طلاست؟ [ جمعه 12 خرداد1391 ] [ 9:34 بعد از ظهر ] [ پویا ]
گاهی زندگی به جایی می رسد که آدم دست به خودکشی می زند... نه این که تیغ بردارد رگش را بزند...نه.... قید احساسش را می زند..... [ جمعه 12 خرداد1391 ] [ 9:33 بعد از ظهر ] [ پویا ]
خدایا حواست هست؟؟ صدای هق هق گریه هام از همون گلویی میاد که تو از رگش به من نزدیکتری.... [ جمعه 12 خرداد1391 ] [ 9:14 بعد از ظهر ] [ پویا ]
رد پاهایم را پاک میکنم [ جمعه 12 خرداد1391 ] [ 9:9 بعد از ظهر ] [ پویا ]
اما من و تو دور از هم میپوسیم غمم از وحشت پوسیدن نیست غمم از زیستن بی تو در این لحظه ی پر دلهره است دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست از سر این بام این صحرا این دریا پر خواهم زد خواهم مرد غم تو این غم شیرین را با خود خواهم برد [ یکشنبه 7 خرداد1391 ] [ 10:34 بعد از ظهر ] [ پویا ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||